تبلیغات
گروه شهرسازی دانشگاه لرستان - «علمدار»/ ای اهل حرم میر و علمدار نیامد...
 
گروه شهرسازی دانشگاه لرستان
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : دبیرانجمن
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
یكی از مؤلفه‌های اساسی در «سبك زندگی دینی»، مفهوم «ادب» است. ادب آن‌قدر در ادبیات سبك زندگی دینی از اهمیت برخوردار است كه شعرای اهل معرفت در مورد آن گفته‌اند:

از خدا خواهیم توفیق ادب

بی ادب محروم ماند از لطف رب

اگر نگاهی به متون روایی و كتب اخلاقی شیعه بیاندازیم، خواهیم دید كه در احكام و عقاید شیعه، برای كوچك‌ترین و كم‌اهمیت‌ترین موضوعات، از مسأله‌ای به نام «آداب» یاد شده است. آداب نماز خواندن، آداب ارتباط با همسر، آداب روابط با خلق‌الله، آداب عبادت، آداب تجارت و خلاصه آدابی كه مربوط به همه‌ی شئون زندگی فردی و اجتماعی انسان می‌شود، در معارف دینی وجود دارد.

                        

برای درك اهمیت مسأله‌ی «ادب»، داستان‌ها و حوادث زیادی نقل شده است كه از مهم‌ترین آنها ماجرای جناب حرّ بن ریاحی است. حر كه به عنوان یكی از اولین‌ترین فرماندهان سپاه ابن زیاد محسوب می‌شد، وقتی در مقابل امام حسین(ع) قرار گرفت و راه را بر آن حضرت بست، امام حسین به او گفت: «مادر به عزایت بنشیند». اما حرّ به جای آنكه جواب امام را بدهد، گفت: اگر هر كس غیر از شما چنین چیزی را به من می گفت حتما جواب سختی به او می‌دادم، اما چه كنم كه مادر شما، دختر پیغمبر(ص)، فاطمه‌ی زهرا(س) است. علما گفته‌اند یكی از موضوعات اساسی و مؤثر در توبه‌ی حر و بازگشت وی به سپاه امام حسین(ع)، همین ادب او در مقابل مقام حضرت زهرا(س) بوده است.

امروز متعلق به آقایی است كه آنگونه كه گفته‌اند «ابوالفضائل» یعنی پدر همه‌ی فضیلت‌ها است. درباره‌ی ویژگی‌هاى حضرت عباس در تاریخ مى‏خوانیم:

«كالجبل العظیم و قلبه كالطود الجسیم لانه كان فارسا هماما و بطلا ضرغاما و كان جسورا على الطعن والضرب فى میدان الكفار والحرب»: «[عباس] مانند كوهى بزرگ، و قلبش بسان كوهى خشن [و استوار] بود؛ چرا كه او جنگ آورى بلند همت و سلحشورى شیرگون بود و در [وارد كردن] نیزه و ضربات [بر دشمن] در میدان نبرد با كفار جسور [و بى‏باك] بود.»

در معالى السبطین نیز در وصف او چنین بیان شده است: «ولا یقاس بشجاعته الا شجاعة ابیه و اخیه»: «شجاعت عباس با شجاعت پدرش [على علیه السلام] و برادرش [امام حسین علیه السلام] مقایسه مى‏شود.»

به همین علت امام حسین(ع) وظیفه‌ی «علمداری» و پرچمداری سپاه را به او سپرده بود. در آن زمان، رسم اعراب آنگونه بود كه شجاع‌ترین و مبارزترین افراد را به عنوان پرچمدار سپاه انتخاب می كردند. چرا كه پرچم سپاه به عنوان نماد اصلی سپاه محسوب می شد كه تا زمانی كه پابرجا و بلند است بدین معنا است كه سپاه هنوز شكست نخورده است.

حضرت اباالفضل(ع) آن قدر در این وظیفه‌ی خود استوار و راسخ بود كه حتی تعجب یزید را نیز برانگیخت. نقل است هنگامى كه وسایل غارت شده‌ی كربلا را به شام نزد یزید بردند، در میان آنها پرچم بزرگى بود. یزید و حاضران در مجلس دیدند همه‌ی پرچم سوراخ و صدمه دیده، ولى دستگیره‌ی آن سالم است. یزید پرسید: «این پرچم را چه كسى حمل مى‏كرد؟» گفتند: «عباس بن على‏». یزید از روى تعجب و تجلیل از آن پرچم سه بار برخاست و نشست و گفت:

«انظروا الى هذا العلم فانه لم یسلم من الطعن والضرب الا مقبض الید التى تحمله»: به این پرچم بنگرید، [كه بر اثر صدمات] نیزه و زدن [شمشیر] جایى از آن سالم نمانده جز دستگیره‌ی آن كه [پرچمدار] آن را با دست‏ حمل مى‏كرده است.»

به همین علت، شمر كه از افراد قبیله‌ی مادر حضرت عباس(ع) محسوب می‌شد سعی كرد تا با این حربه، حضرت را از سپاه امام حسین(ع) جدا سازد. در عصر تاسوعا شمر با چهار هزار نفر وارد كربلا شد. یكى از نقشه‏هاى او براى كاستن از یاران امام حسین علیه السلام امان دادن به عباس و برادران او بود. وقتى جناب عباس شنید كه شمر امان نامه آورده اصلا به او اعتنا نكرد و جواب او را نداد. تا این كه امام به او فرمان داد كه جواب شمر را بدهد، عباس فرمود: «چه مى‏گویى؟» عرض كرد: «شما و برادرانت در امانید.» عباس غیرتمند سراسر وجودش آتش گرفت و جوابی به او داد كه نشان از اوج معرفت او نسبت به امام زمان خویش است. او گفت:

«تبت ‏یداك و لعن ما جئت ‏به من امانك یا عدو الله اتامرنا ان نترك اخانا و سیدنا الحسین بن فاطمة و ندخل فى طاعة اللعناء و اولاد اللعناء اتومننا وابن رسول الله لا امان له»: «دست‌هایت ‏بریده باد و لعنت [خدا] بر آنچه كه از امان نامه آورده‏اى. اى دشمن خدا! آیا دستور مى‏دهى كه ما برادرمان و آقایمان حسین علیه السلام پسر فاطمه علیهاالسلام را رها كنیم و داخل اطاعت لعنت‏شدگان و فرزندان لعنت‏شدگان شویم؟ [عجبا] آیا به ما امان مى‏دهى در حالى كه فرزند رسول خدا [حسین بن على] در امان نیست.»

                       

این جملات حاكى از معرفت و عشق عمیق حضرت عباس به امام خویش، حسین بن على(ع) است. به این جهت است كه مورخان نوشته‏اند حضرت عباس در كربلا به خاطر تعصبات قبیله‏اى و خانوادگى با دشمن نمى‏جنگید:

«... بل كان یعرف ان دین الله قائم بالحسین و هو عمودالدین، مجاهد عن دین الله و عن شریعة المصطفى و حامى عن ابن رسول الله و عن بنات الزهراء كما قال انى احامى ابدا عن دینى و عن امام صادق الیقین نجل النبى الطاهر الامین»: «بلكه همواره مى‏شناخت كه دین خدا به حسین علیه السلام پاینده است و او ستون دین است و براى دین خدا و شریعت پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله جهاد [و مبارزه] مى‏كند و [بدین جهت، حضرت عباس با جان و دل] از فرزند رسول خدا و از دختران زهرا حمایت و پشتیبانى كرد.»

او البته در رجز سراسر حماسه‌ای خود نیز به این موضوع اشاره كرده و می‌فرماید:

«به خدا اگر دست راستم را قطع كردید به راستى [همچنان] از دینم حمایت مى‏كنم و از امامى كه یقین راستین دارد [دفاع مى‏كنم؛ آن امامى كه] پسر دختر پیامبر پاك و امین مى‏باشد.»

اما جدای از همه‌ی فضائلی كه برای ابوالفضائل نقل كرده‌اند، شاید بتوان گفت مهم‌ترین خصوصیت ایشان، «ادب» او در برابر امام خویش است. چنان‌كه اهل منبر گفته‌اند حضرت ابالفضل(ع) هیچ‌گاه در برابر امام خود نمی‌نشست، هیچ‌گاه جلوتر از او قدم بر نمی‌داشت، هیچ‌گاه در برابر امر او، حرفی نمی‌زد و بی‌چون و چرا اوامر امام خویش را اطاعت می‌كرد.

حتی زمانی كه حضرت در روز عاشورا به او فرمان می دهد به جای جنگیدن، به شریعه رفته و برای اهل خیام و كودكان، آب بیاورد، باز هم عباس(ع) بی چون و چرا اطاعت می‌كند. این در حالی است كه می دانیم یكی از بزرگ‌ترین آرزوهای یك سردار و اَبَرمرد جنگی آن است كه به میدان جنگ رفته و به هنرنمایی بپردازد. برای یك سردار بزرگ شاید عار باشد كه به چنین كارهای كوچكی (آوردن آب) بپردازد. اما عباس(ع) به دلیل معرفت و ادب كامل نسبت به امام خود، سمعا و طاعتا، فرمان امام را نصب العین می كند.

برای همین است كه در زیارت‌نامه‌ی آن حضرت می‌خوانیم: «السَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْعَبْدُ الصّالِحُ الْمُطیعُ للّهِ وَلِرَسولِهِ وَلاَِمیرِ الْمُؤمِنینَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ صَلّى اللّهُ عَلَیْهِمْ وَسَلَّمَ».

مقام «بنده‌ی صالح» و مطیع نسبت به امر امام زمان خود، مقامی نیست كه به همین راحتی نصیب هر كسی شود. یك عمر مجاهدت می خواهد. به همین علت است كه گفته‌اند عباس(ع) از فقیه‌ترین و زاهدترین مردان دهر خود بوده است.





نوع مطلب :
برچسب ها : یاحسین، علمدار، تاسوعا، شهرسازی لرستان،
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.